محمد بن أحمد الفاسي المكي ( مترجم : محمد مقدس )
43
شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام ( فارسى )
هرجا كه قدم مىگذاشتند ، خداوند آنان را يارى مىكرد و پشتيبانشان بود و جاى پاى آنها را محكم مىكرد و بدينترتيب توانستند بر تمامى آن سرزمين چيره شوند و عماليق و ديگر افرادى را كه در آنجا مستقر بودند ، بيرون كنند . در آن زمان ، جرهمىها واليان كعبه بودند و خاندان اسماعيل نيز به دليل خويشاوندى و براى احتراز از جنگ و درگيرى ، با آنها منازعهاى نداشتند . « 1 » فاكهى مىگويد : زبير بن ابىبكار در حديثى آورده است : در كتابى - كه آن را از كتابهاى عبد الحكم بن أبى غمر دانسته - آمده است : وقتى خداوند متعال فرزندان اسماعيل را پراكنده ساخت و نسل آنها رو به فزونى گذاشت و مكه براى ايشان تنگ گرديد و در تنگناى زندگى قرار گرفتند ، در سرتاسر زمين پراكنده شدند . آنها كه تواناتر و نيرومندتر بودند ، شتر و گاو و گوسفند مىگرفتند و دامدارى مىكردند و در جستجوى چراگاه برمىآمدند . طولى نكشيد كه دام و احشام آنها بسيار شد و اموالشان فزونى گرفت و مردم بدين ترتيب به اين كار رو آوردند . ولى از سويى بيم آن داشتند كه در محدودهء حرم ، از آنان كار ناشايستى سربزند ، مىگفتند : ما بندگان خداييم و اين خانهء خدا و اين سرزمين حرم اوست و هركس در آنجا كار ناشايستى انجام دهد ، از آنجا بيرون رانده مىشود و به آن باز نمىگردد ، ولى اگر كسى از ما چنين كند ، از دخول به حرم و زيارت كعبه محروم نمىگردد . آنها همچنان بدين كار مشغول بودند و از مكه خارج مىشدند و بدينترتيب از فرزندان اسماعيل در مكه كسى باقى نماند ، جز اندك مردمان متديّنى كه خود را در جوار بيت اللَّه الحرام از كار ناشايست باز داشته بودند ، و يا تنگدستانى كه بر تنگى معيشت و سختى روزگار شكيبايى مىكردند و يا كسانى كه از بيم جان خويش به كعبه پناه آورده و در امان بودند . مردم در آن زمان كسانى را كه در مكه اقامت داشتند « اهل اللَّه » خطاب مىكردند و مىگفتند : اينان عيال خداوند هستند كه در جوار خانهاش اقامت گزيده و به حريمش پناه آوردهاند يا خود را از انجام كار زشت براى رضاى خدا
--> ( 1 ) . اخبار مكه ، ج 1 ، ص 116